در جریان حوادث پس از انتخابات، اعتراضات گسترده ای در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین به وقوع پیوست که از جمله مهم ترین آن ها تجمع دوهزار نفری دانشجویان در روز دوشنبه 25 خرداد 88 یعنی 3 روز پس از برگزاری انتخابات در این دانشگاه بود.
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا پس از این حوادث موج دستگیری های دانشجویان این دانشگاه آغاز و پلیس امنیت و مامورین اطلاعاتی با همکاری حراست و مسئولین وارد جریانات این دانشگاه شد و دانشگاه تحت شدیدترین جو امنیتی در زمان امتحانات پایان ترم قرار گرفت. در روزهای پس از انتخابات 7 نفر از فعالین دانشجویی و 4 نفر از اساتید عضو انجمن اسلامی مدرسین این دانشگاه توسط پلیس امنیت استان قزوین دستگیر و پس از چند مرتبه بازجویی به قرار کفالت و وثیقه آزاد شدند.
در روزهای پس از آن، دانشجویان این دانشگاه با وجود شرایط به شدت امنیتی و حضور پرشمار مامورین اطلاعات و لباس شخصی، به تجمعات ادامه داده و این اعتراضات و تحصن های خودجوش تا یک هفته و هر روز به دلایلی همچون دستگیری دانشجویان و اساتید این دانشگاه، به شهادت رسانیدن و سرکوب معترضین به نتایج انتخابات و در راستای حمایت از آنان در صحن این دانشگاه برگزار شد.
پرونده دانشجویان معترض تا شهریور ماه امسال و در راستای پروژه تهدید و ایجاد رعب و وحشت برای بازگشایی دانشگاه ها بازماند و به دنبال آن 8 نفر از فعالین دانشجویی این دانشگاه در شهریور ماه با احضار تلفنی به ستاد خبری وزارت اطلاعات استان قزوین مورد بازجویی قرار گرفتند. در طی چند هفته ی اخیر و پس از بازگشایی دانشگاه ها نیز بیش از 30 تن از دانشجویان این دانشگاه به اتهام شرکت در اغتشاشات به کمیته انضباطی احضار شده و این به جز انبوه دانشجویانی است که در طی چند هفته اخیر همه روزه به حراست این دانشگاه فراخوانده و تهدید به محرومیت از تحصیل و امکانات رفاهی می شوند.
بیش از 50 دانشجوی این دانشگاه نیز در جریان وقایع پس از انتخابات از امکانات رفاهی و خوابگاهی نیز محروم شده اند. به گزارش خبرنامه امیرکبیر حراست دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین در اقدامی کاملاً غیرقانونی و بدون تشکیل جلسه ی کمیته انضباطی لیستی از دانشجویان را به اداره رفاه دانشجویی این دانشگاه ارائه و این دانشجویان را از خوابگاه محروم کرده بود که در نهایت با گرفتن تعهد و تهدید این دانشجویان به تعدادی از آنان خوابگاه هایی داده شد که فاقد استانداردهای بهداشتی و معیشتی است و در همین زمینه هنگامی که یکی از دانشجویان دختر راجع به این اقدام غیرقانونی اعتراض کرد، یکی از مسئولین در پاسخی بی شرمانه به وی گفته بود: «شما ها به خوابگاه دختران مورددار تبعید خواهید شد.»
ممانعت از برگزاری انتخابات شورای صنفی و تعطیلی تشکل های منتقد توسط دانشگاه
از جمله اقدامات قابل توجه دانشگاه برای جلوگیری از هرگونه گردهمایی دانشجویی بستن بوفه های این دانشگاه است. این درحالی است که هیچ نهاد صنفی (نظیر شورای صنفی) برای پیگیری مطالبات عمومی دانشجویان وجود ندارد و این به سبب فشارهای مسئولین دانشگاه به اعضای سابق شورای صنفی و ممانعت از برگزاری انتخابات این نهاد دانشجویی است.
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا، تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب، تنها تشکل فعال و منتقد این دانشگاه نیز با آغاز سال تحصیلی جدید مورد بیشترین هجمه و فشار از سوی نهادهای مختلف دانشگاهی و برون دانشگاهی است که آخرین آن اقدام عجیب و غیرمنتظره حراست دانشگاه و هیئت نظارت دانشگاه مبنی بر انکار برگزاری انتخابات شورای مرکزی این تشکل دانشجویی است و این درحالی است که در پایین برگه گزارش شمارش آرای صندوق رای گیری امضای مسئولین دانشگاه قرار دارد.
با این همه همچنان اعتراضات دانشجویان در این دانشگاه ادامه دارد که مورد اخیر آن سبز شدن آمفی تئاتر مرکزی این دانشگاه در زمان برگزاری جشن معارفه دانشجویان جدیدالورود در هفته ی گذشته بود
فعاليت نسخه جديد خبرنامه بوعلي سينا به صورت آزمايشي مي باشد، لذا خواهشمند است معايب را متذكر شويد، با توجه به حذف يكباره وبلاگ اين خبرنامه از بلاگفا لينك هاي تشكل هاي دانشجويي در دسترس نبود لذا خبرنامه براي تبادل لينك با كليه تشكل هاي دانشجويي و دانشگاهي همفكر و همسو در سراسر كشور اعلام آمادگي مي كند
۱۷ اکتبر ۲۰۰۹
گزارش کامل نشست فعالان سیاسی و مدنی در منزل احمد زیدآبادی: به امر تغییر بیاندیشیم
«مهدیه محمدی گرگانی»، همسر احمد زیدآبادی چهارشنبه بیست و دوم مهرماه 1388 میزبان آنانی شد که در آغاز پنجمین ماه بازداشت همسرش به دعوت « کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه» به منزل محقرشان که گنجایش مهمانان حاضر در نشست را نداشت، آمده بودند.
حاضرانی که نگرانی های مهدیه محمدی گرگانی، آنان را نیز نگران کرده بود؛ «احمد زیدآبادی از زمان دستگیری تا هفدهمین روز بازداشت اش در اعتراض به بازداشت خود و رفتارهای خارج از قانون، در اعتصاب غذا به سر می برده است. او در روزهایی که در یک سلول یک در یک و نیم متر تنها بوده به دلیل وجود فشارها، قصد خودکشی داشته است.»
اما آن گاه که قرار شد همسر احمد زیدآبادی بر اساس خواسته حاضران در نشست، از همسرش سخن بگوید، محکم و با اراده از مردمی گفت که در این مدت آنها را تنها نگذاشته اند: « ما مدیون مردم هستیم؛ اگر حضور مردم نبود، معلوم نبود که بازداشت شدگان، امروز زنده باشند.» چرا که به اعتقاد او این پای بندی به قانون نبود که مانع از انجام این کار شد بلکه ترس از مردم بود که مانع از انجام این کار شد.
مهدیه محمدی گرگانی که در سال ۱۳۷۹ نیز دوری از همراهش را برای 13 ماه به جرم تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام افسارگسیخته علیه نظام تحمل کرده است، اینبار استنباط خود را از رفت و آمدهایش به دادگاه و زندان اوین در این دوره از بازداشت احمد زیدآبادی چنین شرح می دهد: «متوجه شدم شرایط خیلی فرق کرده است؛ گویا قانونی وجود ندارد و عملا زور است که وجود دارد. زندان به یک مقر تبدیل شده است، قانون های خاص خودش بر آن حاکم است.»
او برای این ادعا، شاهدی ارائه کرد: « برای ملاقات نامه می دهند اما در زندان این نامه را قبول نمی کنند و فقط بازجو را صاحب صلاحیت برای این کار می دانند؛ اعتراض ما را هم چنین پاسخ می دهند، همین که هست.»
همسر زیدآبادی با اشاره به نگاه منفی افکار عمومی به عملکرد سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران پس از 15 سال حضور در مسندهای مختلف قضایی، عملکرد جعفری دولت آبادی، دادستان جدید تهران را در ابتدای مسئولیت اش به گونه ای دانست که دل خانواده ها را شکسته است.
با این وجود لحن صدای مهدیه محمدی گرگانی در جمله های پایانی اش رساتر و محکم تر می شود: «قرار بازداشت احمد زیدآبادی تمام شده است، در این صورت باید پس از گذشت چهار ماه، قرار بازداشت او را تمدید کنند ولی وقتی قراری به وثیقه تبدیل شده است نمی توانند او را نگه دارند، با پایان این روز هرچه احمد زیدآبادی در زندان بماند، غیرقانونی است.»
احمد زیدآبادی متولد ۱۳۴۴ روزنامهنگار و دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحکیم وحدت) دکترای روابط بینالملل خود را از دانشگاه تهران با ارائه رساله «دین و دولت در اسرائیل» دریافت کرده است. او که از سال 1368 با ورود به روزنامه اطلاعات وارد عرصه روزنامهنگاری شده است، یکی از کارشناسان مسایل « فلسطین- اسراییل» نیز به شمار می رود. امری که عبدالله نوری، چهره ای که روزگاری نماینده رهبر فقید انقلاب در سپاه پاسداران بود نیز بر آن صحه می گذارد: « زیدآبادی انسانی که می تواند برای نظام مفید باشد؛ اگر چه ممکن است من و یا شما با تحلیل هایش از مسایل منطقه موافق نباشیم اما او از جزیی ترین مسایل و تحولات فلسطین و اسراییل از آغاز تا امروز آگاه است.»
از همین رو او این سؤال را طرح کرد: « آیا این مسیری که در طول چهار ماه گذشته طی شده به نفع کشور، نظام، انقلاب و ایران است یا به ضرر کشور تمام شده است؟»
اما آغاز نشست « کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه» که با حضور فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی همراه شده بود، با سخنان عبدالله نوری بود که او نیز طعم زندان را به دلیل انتشار مطالبی در روزنامه «خرداد» که مدیر مسئول اش بود، چشیده است.
عبدالله نوری، اولین وزیر کشور دولت سید محمد خاتمی در این نشست در تحلیلی کوتاه، وضعیت کنونی جامعه ایران را اینگونه شرح داد: «اینبار برخلاف گذشته تقریبا با کسانی برخود شده است که همگی در پی حضور در انتخاباتی که حکومت مدعی بوده که می خواهیم همه شرکت کنند، آمدند و شرکت فعال کردند. حتی کسانی که تا قبل از این زمان تحریمی بودند، آمدند و در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حضور پیدا کردند؛ اما زمانی که انتخابات پایان یافت، جمعی از بهترین نیروهای کشور، نیروهایی که در رده ها، جایگاه ها و حوزه های مختلف تاثیرگذار بوده و صاحب تحلیل برای کشور و انقلاب بوده اند، با این اتفاق ها مواجه شدند که نیاز به گفتن ندارد.»
نوری که خود سابقه مدیریت در نظام جمهوری اسلامی داشته است، پس از آنکه با صدایی اندوهناک می گفت، « کسی به این شکل فکر نمی کرد» سخن خود را چنین ادامه داد: « نباید اگر فردی تحلیل و یا برداشتی متفاوت از حاکمیت داشته باشد، با او اینگونه برخورد شود. برخوردی که نمی فهمیم یعنی چه و چرا دنبال می کنند؟ عده ای از عزیزان مفید به نفع نظام و کشور را گرفته اند و دنبال این هستند تا بیایند و یکسری حرف هایی را که حکومت فکر می کند که می تواند بر مردم تاثیرگذار باشد، بیان کنند.»
بر این اساس نوری با تفکیک مردم به دو دسته، گفت: « دسته ای که مثل حکومت فکر می کنند؛ این افراد نیازی ندارند تا افرادی مانند حجاریان برای آنها صحبت کنند؛ آنها هرچه حکومت بگوید، می پذیرند. اما دسته دوم، کسانی هستند که حرف های حکومت را نمی پذیرند؛ بنابراین اینگونه رفتارها چیزی را تغییر نمی دهد. این که حکومت از حضور نیروهایی که تا روز قبل از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، استقبال می کرده اما در فردای انتخابات با آنها برخورد شود که این افراد با خارج از کشور ارتباط داشته اند، مردم اینگونه اظهارات را نمی پسندند.»
عضو مجلس خبرگان بازنگری در قانون اساسی با اشاره به اینکه حکومت اسلامی یعنی حکومتی که باید برخاسته از اسلام باشد، به آیات قرآن و روایاتی اشاره کرد که در همه این گفتارها بر پرهیز از ظن و گمان بد و دوری از تجسس تأکید شده است. او سپس پرسید که اگر این کارها، مصداق ظن و گمان بد و تجسس نیست، حکومت بیاید و مصداق ها را بیان کند.
نوری در ادامه سخنان خود، پس از اینکه تحلیلی کوتاه از شرایط حاکم بر ایران و چگونگی برخورد با نیروهای اصیل انقلاب ارائه کرد، گفت: « در حد خودم شرمنده ام.»
او گفت: « نظامی که هرروز یک عده را کنار بگذارد، باید بداند که خودش آسیب می بیند. همه نظام ها در دنیا تمام سعی شان بر این است تا بر جاذبه خودشان بیافزایند. اگر نظامی تلاش اش این باشد که بر دافعه خود و یا بر دشمنان خیالی اش بیافزاید، خود این نظام است که آسیب می بیند. لطمه و آسیبی که به کشور هم وارد می شود.» بر این اساس او از خداوند خواست تا به مسئولان درایت عنایت کند تا بفهمند، مسیری را که در حال رفتن هستند، مسیری نیست که کشور از آن سربلند بیرون بیاید و یا رفتاری که می کنند باعث عزت کشور در دنیا یا عزت حکومت در بین مردم شود. نگاه عبدالله نوری به حکومت دینی، سخنان ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران را به همراه داشت تا از رابطه قدرت و دین بگوید.
تبیین حکومت هایی که متوسل به « خشونت برهنه» می شوند، آنهم زمانی که احساس ناامنی می کنند، آغاز سخنان ابراهیم یزدی در خانه این روزنامه نگار بازداشت شده بود تا با بیان این جمله که خشونت، نشانه قدرت نیست بلکه علامت ضعف است، به حاضران امید دهد.
سخنانی که با اشاره به حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری همراه شد: « متاثر هستم ولی ناامید نیستم.»
بنابراین یزدی با این نگاه که نیروهای حاضر در نشست روز چهارشنبه، هوادار دموکراسی و مردم سالاری هستند، از اینکه مردم سالاری صادر کردنی و وارد کردنی نیست، بلکه برای رسیدن به آن باید یک فرآیند یادگیری را طی کرد، سخن گفت: « یاد گرفتن دموکراسی سه عنصر دارد، اول بپذیریم که جامعه بشری، یک جامعه متکثر است؛ دومین عنصر این است که همدیگر را تحمل کنیم؛ سوم به رغم تنوع دیدگاه ها برای پیشبرد جامعه باید با هم با حفظ مواضع، همکاری کنیم.»
او که خوش بینی خود را از آینده دموکراسی با وجود تمام سختی ها و تلخی ها که توسط مخالفان دموکراسی انجام می شود، پنهان نمی کرد، از اینکه اصول گراهای افراطی هم باید یاد بگیرند و بفهمند که غیر از این راهی ندارد، سخن گفت. بنابراین یزدی از این افراد به عنوان آخرین گروهی یاد کرد که بالاخره یاد خواهند گرفت که انجام این کارها فایده ای برای آنها ندارد. چرا که « اگر اعتراف ها و زندان های طولانی در کشورهای مختلف اثر داشته است، در ایران نیز می تواند مؤثر باشد.»
خوش بینی به آینده جنبش مردم ایران با تأیید « محمد علی عمویی» که 35 سال سابقه زندان را در کارنامه سیاسی خود ثبت کرده است، همراه شد.
شاید دلیل خوش بینی این فعال سیاسی به این جمله اش بر می گردد: « دردآور است وقتی صحنه های برخورد با زنان، جوانان و پیران را مشاهده می کنیم ولی آن شادی، نشاط و امیدی که در بین انبوه جوانان در خیابان ها دیده می شود، آنهم در شرایطی که هرنوع تجمعی با برخورد خشن مواجه می شود، نوید بخش است. ما در گذشته کمتر شاهد آگاهی و حضور آگاهانه نسل جوان بوده ایم اما در راهپیمایی 25 خرداد شاهد این مسأله بودیم. بنابراین تصور می کنم، سرنوشت مملکت را همین نسل جوان رقم خواهد زد و به آنچه سال های سال، آرزوی دستیابی اش را داشتیم، خواهیم رسید.» به این ترتیب او از روند کنونی به عنوان آغاز یک پایان نام برد.
موضوع دیگری که عمویی به آن اشاره کرد، طرح شعار « شکنجه دیگر اثر ندارد» از طرف معترضان به نتیجه انتخابات بود؛ عمویی بیان این شعار را شوخی و لفظ ندانست چرا که به اعتقاد او نتیجه طرح چنین شعارهایی مشخص است. عمویی برای تبیین بهتر سخن اش چنین گفت: « زنان ما در حالی امتیاز گرفتند که تغییری در نظر آقایان حاصل نشده بود. بنابراین خوش بینی ما نسبت به آینده صرفاً خوش خیالی نیست، ما دستاوردها داشتیم.»
اگر آغاز سخن ابراهیم یزدی با تبیین پدیده خشونت همراه بود پایان سخنان محمد علی عمویی نیز به این موضوع اختصاص یافت: « کسانی که در راه باطل حرکت می کنند همواره از حقیقت می ترسند و ترس سبب خشونت های بی امان می شود.» او از اینکه با افرادی چون احمد زیدآبادی و محمد ملکی که فقط در صدد طرح حقیقت هستند، اینگونه برخورد می شود، اظهار تأسف کرد. به این ترتیب نوبت به خسرو سیف رسید تا او نیز از تجارب خود در عرصه سیاست و در قالب حزب ملت ایران سخن بگوید.
خسرو سیف نیز سخنان اش را ابتدا با تبیین موضوعی کلی آغاز کرد: « حکومت استبدادی جز صدای خویش، صدای دیگری را نمی شنود.»
او سپس در بخش دیگری از سخنان اش به موضوع ایران پرداخت: « در شرایطی هستیم که نگران آینده ایران از لحاظ استقال اش هستیم. وقتی آزادی نباشد، استقلال آن هم در خطر خواهد بود.»
سیف در پایان با اشاره به برخوردهای خشنی که با اعتراض های مردمی شده است، از بسته شدن نطفه ای سخن گفت که از بین رفتنی نیست. با پایان سخنان خسرو سیف نوبت به سوسن شریعتی، دانش آموخته تاریخ رسید.
اما سخنان سوسن شریعتی در ظاهر رنگ و بویی متفاوت از دیگر سخنرانان داشت؛ او در ستایش ناامیدی سخن گفت. او با اشاره به این نکته که گویا در جامعه ما، ناامیدی جرم است، از اینکه امیدهای تاریخی مکرراً زخم می خورند، از باز تعرف دوباره نوامیدی و امید سخن گفت: « دوستان صحبت از امید کردند و در عین حال از مسئولان نیز می شنویم که وای به حال نا امیدان؛ اما گمان می کنم که می توان جور دیگری از مفهوم امید صحبت کرد. امروزه به پرسش گرفته شدن پیش فرض هایی چون داشتن رویکرد هایی اتوپیک، وجود قهرمان و داشتن گفتمان ایدئولوژیک برای هرگونه حرکت، ما را در برابر ضرورت تعریف جدیدی از امید و نوامیدی قرار داده است.»
سوسن شریعتی سپس با طرح این پرسش که « آیا برای حرکت، باید امید داشت یا می توان از سر ناامیدی نیز تکان خورد؟» چنین پاسخ گفت: « وقتی قهرمان نباشد، اتوپیا نباشد، حقیقت مطلقه محل نزاع باشد و ... معنایش این است که ما قرار است اینبار با دستان خالی، بی توهم، با توقعاتی محدود، بی باور به افسون و افسانه حرکت کنیم. این همه یکی از تعاریف ناامیدی است:« نامید شو و به خود تکیه کن».
امید تاریخی یا امید اتوپیک دو شکل درک از امید بوده است و امروزه هر دو به پرسش گرفته شده است. مطالعه تاریخ و تکرار تراژدی های تاریخی این باور را که پایان شب سیه همیشه سپید است را الزاماً اثبات نمی کند، امیدهای تحقق یافته اتوپیک هم نه بیشتر. پس آیا معنای این حرف این است که باید خانه نشین شد، تلخ شد و بدبین به هرنوع امکان تغییر؛ ظاهراً خیر، می توان تکان خورد و تکان داد نه برای فردای دلفریب و دلربا بلکه برای خروج از ملال همین امروز. فردا معلوم نیست که بهتر از امروز باشد؛ با این وجود می توان با ملال امروز درافتاد. برای اینکه از قربانیان فردا نباشیم بهتر است از همین امروز خود را بازیچه امید نکنیم و با کمال ناامیدی به امر تغییر بیاندیشیم.»
اگر سوسن شریعتی از زاویه ای متفاوت از دیگر سخنرانان نشست روز چهارشنبه به مسایل روز پرداخت، محمد شریف، حقوقدان و وکیل دادگستری نیز با دیدی حقوقی سخن گفت. او ابتدا مشاهداتش را از تفاوت های پرونده های بازداشت شدگان اخیر با روند پیشین این قبیل پرونده های سیاسی بیان کرد: « در هیچ یک از پرونده های مرتبط با حوادث انتخابات اخیر، نتوانسته ام یک وکالتنامه ثبت کنم.»
این وکیل دادگستری در ادامه برای تبیین بهتر موضوع به پرونده احمد زیدآبادی اشاره کرد: « از طرف احمد زیدآبادی و عبدالله مؤمنی گفته می شود که وکیل نمی خواهند. از طرف آقای مؤمنی مدرکی ارائه می شود اما از طرف آقای زیدآبادی به ادعای محض بسنده می شود که بعداً مشخص می شود این ادعا صحیح نبوده است. اما وکالتنامه ای که به امضای ایشان رسیده باشد، هنوز به دست ما وکلا نرسیده است.»
او از تمایل و تلاش برخی برای تحقق این هدف که چنین بازداشت شدگانی مجبور شوند وکیل تسخیری را بپذیرند، سخن گفت؛ اما درادامه این نکته را هم متذکر شد: « ما هم تلاش می کنیم این امر تحقق پیدا نکند. هرچند جایگاه وکیل در این پرونده ها جای تعریف شده ای دارد اما تلاش می کنیم حداقل تاثیر را از حیث فراهم کردن تسهیلات داشته باشیم.»
شریف در ادامه به پرونده دیگری نیز اشاره کرد: « کارهای وکالت نامه مسعود باستای قبل از بازداشت انجام شده بود ولیکن موکل من رفت دادگاه قبل از اینکه اصلاً متوجه شوم که پرونده وی از کدام شعبه دادسرا به دادگاه ارجاع شده است.»
وکیل دادگستری با اشاره به مشکل هایی که بر سر راه وکلا در اینگونه پرونده ها است، گفت: « در پرونده هایی که پس از انتخابات و در رابطه با همین موضوع تشکیل شده، حداقل ها هم نصیب ما نشده است یعنی حتی در یک مورد هم نتوانسته ایم یک وکالتنامه که امضا نشده است را به امضای موکل برسانیم تا رسماً بشویم وکیل.»
بحث تبدیل قرار بازداشت به وثیقه برای بازداشت شدگان و انتشار این خبر که دستور آمده تا هیچ آزادی صورت نگیرد، محور بعدی سخنان این وکیل دادگستری را تشکیل داد: « هنگامی که قاضی بگوید تبدیل قرار، هیچ مقامی امکان مخالفت ندارد.» البته این سخن با ابراز یک نگرانی دیگر همراه شد که در پی انتشار یک خبر از سوی خانواده بود: « تا چه زمانی وکلا و خانواده های بازداشت شدگان با این نگرانی شب را به روز برسانند تا متنی را که زیدآبادی نوشته و آنها قبول نکرده اند، به کجا برای تحمیل متن دلخواه برسد و یا بیماری دکتر محمد ملکی چه عواقبی را به دنبال خواهد داشت.»
علی سیاسی راد، عضو سازمان ادوار تحکیم نیز به عنوان آخرین سخنران نشست « کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه» که با حضور نمایندگان احزاب و نهادهای مدنی مختلف برگزار شده بود، به موضوع ایدئولوژی و اتوپیا پرداخت. مسئله امید و ناامیدی برای او از منظری دیگر مطرح بود. سیاسی راد با اشاره به دیدگاه های مختلفی که در مورد سلامت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مطرح است، خشونت های صورت گرفته در پی برگزاری این انتخابات و راهپیمایی 3 میلیون نفره مردم تهران که آنان توانستند خشونت را دربین خودشان مهار کنند، گفت: « ناامیدی از اتوپیا برای نسلی که به اتوپیا اعتقاد دارد شاید مبنای حرکت باشد ولی برای نسلی که به اتوپیا اعتقاد ندارد، شاید اعتماد به انسان و ظرفیت های عینی و انضمامی او مبنای تلاش جدیدی باشد که یکی از ثمرات آن خروج از چرخه خشونت، هرج و مرج و استبداد باشد. این نقطه امید محصول تلاش های کوچکی است که امروز به یک شبکه بزرگ اجتماعی تبدیل شده است.»
ابراز امیدواری سیاسی راد از برداشتن گام های بعدی به صورت اصولی تر و محکم تر با صحبت های یکی از اعضای خانواده پیمان عارف که اینک در زندان به سر می برد، همراه شد. او که در کنار برخی از خانواده های بازداشت شدگان حوادث اخیر در این نشست حاضر شده بود، از روحیه خوب و امیدواری پیمان عارف سخن گفت.
عبدالرضا تاجیک
ادوارنیوز
حاضرانی که نگرانی های مهدیه محمدی گرگانی، آنان را نیز نگران کرده بود؛ «احمد زیدآبادی از زمان دستگیری تا هفدهمین روز بازداشت اش در اعتراض به بازداشت خود و رفتارهای خارج از قانون، در اعتصاب غذا به سر می برده است. او در روزهایی که در یک سلول یک در یک و نیم متر تنها بوده به دلیل وجود فشارها، قصد خودکشی داشته است.»
اما آن گاه که قرار شد همسر احمد زیدآبادی بر اساس خواسته حاضران در نشست، از همسرش سخن بگوید، محکم و با اراده از مردمی گفت که در این مدت آنها را تنها نگذاشته اند: « ما مدیون مردم هستیم؛ اگر حضور مردم نبود، معلوم نبود که بازداشت شدگان، امروز زنده باشند.» چرا که به اعتقاد او این پای بندی به قانون نبود که مانع از انجام این کار شد بلکه ترس از مردم بود که مانع از انجام این کار شد.
مهدیه محمدی گرگانی که در سال ۱۳۷۹ نیز دوری از همراهش را برای 13 ماه به جرم تبلیغ علیه نظام، تشویش اذهان عمومی و اقدام افسارگسیخته علیه نظام تحمل کرده است، اینبار استنباط خود را از رفت و آمدهایش به دادگاه و زندان اوین در این دوره از بازداشت احمد زیدآبادی چنین شرح می دهد: «متوجه شدم شرایط خیلی فرق کرده است؛ گویا قانونی وجود ندارد و عملا زور است که وجود دارد. زندان به یک مقر تبدیل شده است، قانون های خاص خودش بر آن حاکم است.»
او برای این ادعا، شاهدی ارائه کرد: « برای ملاقات نامه می دهند اما در زندان این نامه را قبول نمی کنند و فقط بازجو را صاحب صلاحیت برای این کار می دانند؛ اعتراض ما را هم چنین پاسخ می دهند، همین که هست.»
همسر زیدآبادی با اشاره به نگاه منفی افکار عمومی به عملکرد سعید مرتضوی، دادستان سابق تهران پس از 15 سال حضور در مسندهای مختلف قضایی، عملکرد جعفری دولت آبادی، دادستان جدید تهران را در ابتدای مسئولیت اش به گونه ای دانست که دل خانواده ها را شکسته است.
با این وجود لحن صدای مهدیه محمدی گرگانی در جمله های پایانی اش رساتر و محکم تر می شود: «قرار بازداشت احمد زیدآبادی تمام شده است، در این صورت باید پس از گذشت چهار ماه، قرار بازداشت او را تمدید کنند ولی وقتی قراری به وثیقه تبدیل شده است نمی توانند او را نگه دارند، با پایان این روز هرچه احمد زیدآبادی در زندان بماند، غیرقانونی است.»
احمد زیدآبادی متولد ۱۳۴۴ روزنامهنگار و دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی ( ادوار تحکیم وحدت) دکترای روابط بینالملل خود را از دانشگاه تهران با ارائه رساله «دین و دولت در اسرائیل» دریافت کرده است. او که از سال 1368 با ورود به روزنامه اطلاعات وارد عرصه روزنامهنگاری شده است، یکی از کارشناسان مسایل « فلسطین- اسراییل» نیز به شمار می رود. امری که عبدالله نوری، چهره ای که روزگاری نماینده رهبر فقید انقلاب در سپاه پاسداران بود نیز بر آن صحه می گذارد: « زیدآبادی انسانی که می تواند برای نظام مفید باشد؛ اگر چه ممکن است من و یا شما با تحلیل هایش از مسایل منطقه موافق نباشیم اما او از جزیی ترین مسایل و تحولات فلسطین و اسراییل از آغاز تا امروز آگاه است.»
از همین رو او این سؤال را طرح کرد: « آیا این مسیری که در طول چهار ماه گذشته طی شده به نفع کشور، نظام، انقلاب و ایران است یا به ضرر کشور تمام شده است؟»
اما آغاز نشست « کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه» که با حضور فعالان سیاسی، فرهنگی و اجتماعی همراه شده بود، با سخنان عبدالله نوری بود که او نیز طعم زندان را به دلیل انتشار مطالبی در روزنامه «خرداد» که مدیر مسئول اش بود، چشیده است.
عبدالله نوری، اولین وزیر کشور دولت سید محمد خاتمی در این نشست در تحلیلی کوتاه، وضعیت کنونی جامعه ایران را اینگونه شرح داد: «اینبار برخلاف گذشته تقریبا با کسانی برخود شده است که همگی در پی حضور در انتخاباتی که حکومت مدعی بوده که می خواهیم همه شرکت کنند، آمدند و شرکت فعال کردند. حتی کسانی که تا قبل از این زمان تحریمی بودند، آمدند و در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری حضور پیدا کردند؛ اما زمانی که انتخابات پایان یافت، جمعی از بهترین نیروهای کشور، نیروهایی که در رده ها، جایگاه ها و حوزه های مختلف تاثیرگذار بوده و صاحب تحلیل برای کشور و انقلاب بوده اند، با این اتفاق ها مواجه شدند که نیاز به گفتن ندارد.»
نوری که خود سابقه مدیریت در نظام جمهوری اسلامی داشته است، پس از آنکه با صدایی اندوهناک می گفت، « کسی به این شکل فکر نمی کرد» سخن خود را چنین ادامه داد: « نباید اگر فردی تحلیل و یا برداشتی متفاوت از حاکمیت داشته باشد، با او اینگونه برخورد شود. برخوردی که نمی فهمیم یعنی چه و چرا دنبال می کنند؟ عده ای از عزیزان مفید به نفع نظام و کشور را گرفته اند و دنبال این هستند تا بیایند و یکسری حرف هایی را که حکومت فکر می کند که می تواند بر مردم تاثیرگذار باشد، بیان کنند.»
بر این اساس نوری با تفکیک مردم به دو دسته، گفت: « دسته ای که مثل حکومت فکر می کنند؛ این افراد نیازی ندارند تا افرادی مانند حجاریان برای آنها صحبت کنند؛ آنها هرچه حکومت بگوید، می پذیرند. اما دسته دوم، کسانی هستند که حرف های حکومت را نمی پذیرند؛ بنابراین اینگونه رفتارها چیزی را تغییر نمی دهد. این که حکومت از حضور نیروهایی که تا روز قبل از برگزاری انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، استقبال می کرده اما در فردای انتخابات با آنها برخورد شود که این افراد با خارج از کشور ارتباط داشته اند، مردم اینگونه اظهارات را نمی پسندند.»
عضو مجلس خبرگان بازنگری در قانون اساسی با اشاره به اینکه حکومت اسلامی یعنی حکومتی که باید برخاسته از اسلام باشد، به آیات قرآن و روایاتی اشاره کرد که در همه این گفتارها بر پرهیز از ظن و گمان بد و دوری از تجسس تأکید شده است. او سپس پرسید که اگر این کارها، مصداق ظن و گمان بد و تجسس نیست، حکومت بیاید و مصداق ها را بیان کند.
نوری در ادامه سخنان خود، پس از اینکه تحلیلی کوتاه از شرایط حاکم بر ایران و چگونگی برخورد با نیروهای اصیل انقلاب ارائه کرد، گفت: « در حد خودم شرمنده ام.»
او گفت: « نظامی که هرروز یک عده را کنار بگذارد، باید بداند که خودش آسیب می بیند. همه نظام ها در دنیا تمام سعی شان بر این است تا بر جاذبه خودشان بیافزایند. اگر نظامی تلاش اش این باشد که بر دافعه خود و یا بر دشمنان خیالی اش بیافزاید، خود این نظام است که آسیب می بیند. لطمه و آسیبی که به کشور هم وارد می شود.» بر این اساس او از خداوند خواست تا به مسئولان درایت عنایت کند تا بفهمند، مسیری را که در حال رفتن هستند، مسیری نیست که کشور از آن سربلند بیرون بیاید و یا رفتاری که می کنند باعث عزت کشور در دنیا یا عزت حکومت در بین مردم شود. نگاه عبدالله نوری به حکومت دینی، سخنان ابراهیم یزدی، دبیرکل نهضت آزادی ایران را به همراه داشت تا از رابطه قدرت و دین بگوید.
تبیین حکومت هایی که متوسل به « خشونت برهنه» می شوند، آنهم زمانی که احساس ناامنی می کنند، آغاز سخنان ابراهیم یزدی در خانه این روزنامه نگار بازداشت شده بود تا با بیان این جمله که خشونت، نشانه قدرت نیست بلکه علامت ضعف است، به حاضران امید دهد.
سخنانی که با اشاره به حوادث پس از انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری همراه شد: « متاثر هستم ولی ناامید نیستم.»
بنابراین یزدی با این نگاه که نیروهای حاضر در نشست روز چهارشنبه، هوادار دموکراسی و مردم سالاری هستند، از اینکه مردم سالاری صادر کردنی و وارد کردنی نیست، بلکه برای رسیدن به آن باید یک فرآیند یادگیری را طی کرد، سخن گفت: « یاد گرفتن دموکراسی سه عنصر دارد، اول بپذیریم که جامعه بشری، یک جامعه متکثر است؛ دومین عنصر این است که همدیگر را تحمل کنیم؛ سوم به رغم تنوع دیدگاه ها برای پیشبرد جامعه باید با هم با حفظ مواضع، همکاری کنیم.»
او که خوش بینی خود را از آینده دموکراسی با وجود تمام سختی ها و تلخی ها که توسط مخالفان دموکراسی انجام می شود، پنهان نمی کرد، از اینکه اصول گراهای افراطی هم باید یاد بگیرند و بفهمند که غیر از این راهی ندارد، سخن گفت. بنابراین یزدی از این افراد به عنوان آخرین گروهی یاد کرد که بالاخره یاد خواهند گرفت که انجام این کارها فایده ای برای آنها ندارد. چرا که « اگر اعتراف ها و زندان های طولانی در کشورهای مختلف اثر داشته است، در ایران نیز می تواند مؤثر باشد.»
خوش بینی به آینده جنبش مردم ایران با تأیید « محمد علی عمویی» که 35 سال سابقه زندان را در کارنامه سیاسی خود ثبت کرده است، همراه شد.
شاید دلیل خوش بینی این فعال سیاسی به این جمله اش بر می گردد: « دردآور است وقتی صحنه های برخورد با زنان، جوانان و پیران را مشاهده می کنیم ولی آن شادی، نشاط و امیدی که در بین انبوه جوانان در خیابان ها دیده می شود، آنهم در شرایطی که هرنوع تجمعی با برخورد خشن مواجه می شود، نوید بخش است. ما در گذشته کمتر شاهد آگاهی و حضور آگاهانه نسل جوان بوده ایم اما در راهپیمایی 25 خرداد شاهد این مسأله بودیم. بنابراین تصور می کنم، سرنوشت مملکت را همین نسل جوان رقم خواهد زد و به آنچه سال های سال، آرزوی دستیابی اش را داشتیم، خواهیم رسید.» به این ترتیب او از روند کنونی به عنوان آغاز یک پایان نام برد.
موضوع دیگری که عمویی به آن اشاره کرد، طرح شعار « شکنجه دیگر اثر ندارد» از طرف معترضان به نتیجه انتخابات بود؛ عمویی بیان این شعار را شوخی و لفظ ندانست چرا که به اعتقاد او نتیجه طرح چنین شعارهایی مشخص است. عمویی برای تبیین بهتر سخن اش چنین گفت: « زنان ما در حالی امتیاز گرفتند که تغییری در نظر آقایان حاصل نشده بود. بنابراین خوش بینی ما نسبت به آینده صرفاً خوش خیالی نیست، ما دستاوردها داشتیم.»
اگر آغاز سخن ابراهیم یزدی با تبیین پدیده خشونت همراه بود پایان سخنان محمد علی عمویی نیز به این موضوع اختصاص یافت: « کسانی که در راه باطل حرکت می کنند همواره از حقیقت می ترسند و ترس سبب خشونت های بی امان می شود.» او از اینکه با افرادی چون احمد زیدآبادی و محمد ملکی که فقط در صدد طرح حقیقت هستند، اینگونه برخورد می شود، اظهار تأسف کرد. به این ترتیب نوبت به خسرو سیف رسید تا او نیز از تجارب خود در عرصه سیاست و در قالب حزب ملت ایران سخن بگوید.
خسرو سیف نیز سخنان اش را ابتدا با تبیین موضوعی کلی آغاز کرد: « حکومت استبدادی جز صدای خویش، صدای دیگری را نمی شنود.»
او سپس در بخش دیگری از سخنان اش به موضوع ایران پرداخت: « در شرایطی هستیم که نگران آینده ایران از لحاظ استقال اش هستیم. وقتی آزادی نباشد، استقلال آن هم در خطر خواهد بود.»
سیف در پایان با اشاره به برخوردهای خشنی که با اعتراض های مردمی شده است، از بسته شدن نطفه ای سخن گفت که از بین رفتنی نیست. با پایان سخنان خسرو سیف نوبت به سوسن شریعتی، دانش آموخته تاریخ رسید.
اما سخنان سوسن شریعتی در ظاهر رنگ و بویی متفاوت از دیگر سخنرانان داشت؛ او در ستایش ناامیدی سخن گفت. او با اشاره به این نکته که گویا در جامعه ما، ناامیدی جرم است، از اینکه امیدهای تاریخی مکرراً زخم می خورند، از باز تعرف دوباره نوامیدی و امید سخن گفت: « دوستان صحبت از امید کردند و در عین حال از مسئولان نیز می شنویم که وای به حال نا امیدان؛ اما گمان می کنم که می توان جور دیگری از مفهوم امید صحبت کرد. امروزه به پرسش گرفته شدن پیش فرض هایی چون داشتن رویکرد هایی اتوپیک، وجود قهرمان و داشتن گفتمان ایدئولوژیک برای هرگونه حرکت، ما را در برابر ضرورت تعریف جدیدی از امید و نوامیدی قرار داده است.»
سوسن شریعتی سپس با طرح این پرسش که « آیا برای حرکت، باید امید داشت یا می توان از سر ناامیدی نیز تکان خورد؟» چنین پاسخ گفت: « وقتی قهرمان نباشد، اتوپیا نباشد، حقیقت مطلقه محل نزاع باشد و ... معنایش این است که ما قرار است اینبار با دستان خالی، بی توهم، با توقعاتی محدود، بی باور به افسون و افسانه حرکت کنیم. این همه یکی از تعاریف ناامیدی است:« نامید شو و به خود تکیه کن».
امید تاریخی یا امید اتوپیک دو شکل درک از امید بوده است و امروزه هر دو به پرسش گرفته شده است. مطالعه تاریخ و تکرار تراژدی های تاریخی این باور را که پایان شب سیه همیشه سپید است را الزاماً اثبات نمی کند، امیدهای تحقق یافته اتوپیک هم نه بیشتر. پس آیا معنای این حرف این است که باید خانه نشین شد، تلخ شد و بدبین به هرنوع امکان تغییر؛ ظاهراً خیر، می توان تکان خورد و تکان داد نه برای فردای دلفریب و دلربا بلکه برای خروج از ملال همین امروز. فردا معلوم نیست که بهتر از امروز باشد؛ با این وجود می توان با ملال امروز درافتاد. برای اینکه از قربانیان فردا نباشیم بهتر است از همین امروز خود را بازیچه امید نکنیم و با کمال ناامیدی به امر تغییر بیاندیشیم.»
اگر سوسن شریعتی از زاویه ای متفاوت از دیگر سخنرانان نشست روز چهارشنبه به مسایل روز پرداخت، محمد شریف، حقوقدان و وکیل دادگستری نیز با دیدی حقوقی سخن گفت. او ابتدا مشاهداتش را از تفاوت های پرونده های بازداشت شدگان اخیر با روند پیشین این قبیل پرونده های سیاسی بیان کرد: « در هیچ یک از پرونده های مرتبط با حوادث انتخابات اخیر، نتوانسته ام یک وکالتنامه ثبت کنم.»
این وکیل دادگستری در ادامه برای تبیین بهتر موضوع به پرونده احمد زیدآبادی اشاره کرد: « از طرف احمد زیدآبادی و عبدالله مؤمنی گفته می شود که وکیل نمی خواهند. از طرف آقای مؤمنی مدرکی ارائه می شود اما از طرف آقای زیدآبادی به ادعای محض بسنده می شود که بعداً مشخص می شود این ادعا صحیح نبوده است. اما وکالتنامه ای که به امضای ایشان رسیده باشد، هنوز به دست ما وکلا نرسیده است.»
او از تمایل و تلاش برخی برای تحقق این هدف که چنین بازداشت شدگانی مجبور شوند وکیل تسخیری را بپذیرند، سخن گفت؛ اما درادامه این نکته را هم متذکر شد: « ما هم تلاش می کنیم این امر تحقق پیدا نکند. هرچند جایگاه وکیل در این پرونده ها جای تعریف شده ای دارد اما تلاش می کنیم حداقل تاثیر را از حیث فراهم کردن تسهیلات داشته باشیم.»
شریف در ادامه به پرونده دیگری نیز اشاره کرد: « کارهای وکالت نامه مسعود باستای قبل از بازداشت انجام شده بود ولیکن موکل من رفت دادگاه قبل از اینکه اصلاً متوجه شوم که پرونده وی از کدام شعبه دادسرا به دادگاه ارجاع شده است.»
وکیل دادگستری با اشاره به مشکل هایی که بر سر راه وکلا در اینگونه پرونده ها است، گفت: « در پرونده هایی که پس از انتخابات و در رابطه با همین موضوع تشکیل شده، حداقل ها هم نصیب ما نشده است یعنی حتی در یک مورد هم نتوانسته ایم یک وکالتنامه که امضا نشده است را به امضای موکل برسانیم تا رسماً بشویم وکیل.»
بحث تبدیل قرار بازداشت به وثیقه برای بازداشت شدگان و انتشار این خبر که دستور آمده تا هیچ آزادی صورت نگیرد، محور بعدی سخنان این وکیل دادگستری را تشکیل داد: « هنگامی که قاضی بگوید تبدیل قرار، هیچ مقامی امکان مخالفت ندارد.» البته این سخن با ابراز یک نگرانی دیگر همراه شد که در پی انتشار یک خبر از سوی خانواده بود: « تا چه زمانی وکلا و خانواده های بازداشت شدگان با این نگرانی شب را به روز برسانند تا متنی را که زیدآبادی نوشته و آنها قبول نکرده اند، به کجا برای تحمیل متن دلخواه برسد و یا بیماری دکتر محمد ملکی چه عواقبی را به دنبال خواهد داشت.»
علی سیاسی راد، عضو سازمان ادوار تحکیم نیز به عنوان آخرین سخنران نشست « کمیته پیگیری بازداشت های خودسرانه» که با حضور نمایندگان احزاب و نهادهای مدنی مختلف برگزار شده بود، به موضوع ایدئولوژی و اتوپیا پرداخت. مسئله امید و ناامیدی برای او از منظری دیگر مطرح بود. سیاسی راد با اشاره به دیدگاه های مختلفی که در مورد سلامت انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری مطرح است، خشونت های صورت گرفته در پی برگزاری این انتخابات و راهپیمایی 3 میلیون نفره مردم تهران که آنان توانستند خشونت را دربین خودشان مهار کنند، گفت: « ناامیدی از اتوپیا برای نسلی که به اتوپیا اعتقاد دارد شاید مبنای حرکت باشد ولی برای نسلی که به اتوپیا اعتقاد ندارد، شاید اعتماد به انسان و ظرفیت های عینی و انضمامی او مبنای تلاش جدیدی باشد که یکی از ثمرات آن خروج از چرخه خشونت، هرج و مرج و استبداد باشد. این نقطه امید محصول تلاش های کوچکی است که امروز به یک شبکه بزرگ اجتماعی تبدیل شده است.»
ابراز امیدواری سیاسی راد از برداشتن گام های بعدی به صورت اصولی تر و محکم تر با صحبت های یکی از اعضای خانواده پیمان عارف که اینک در زندان به سر می برد، همراه شد. او که در کنار برخی از خانواده های بازداشت شدگان حوادث اخیر در این نشست حاضر شده بود، از روحیه خوب و امیدواری پیمان عارف سخن گفت.
عبدالرضا تاجیک
ادوارنیوز
نامه 20 تن از دانشجویان ستاره دار دانشگاه های سراسری و آزاد سال 88 به رئیس مجلس
نامه 20 تن از دانشجویان ستاره دار دانشگاه های سراسری و آزاد سال 88 به رئیس مجلس: آقای لاریجانی! از اعمال آپارتاید آموزشی توسط وزارت علوم و دانشگاه آزاد جلوگیری كنید
بیش از 20 تن از دانشجویان ستاره دار امسال در دانشگاه های سراسری و آزاد با نگارش نامه ای به علی لاریجانی، رئیس مجلس شورای اسلامی، از وی خواستند كه از اعمال آپارتاید و تبعیض آموزشی جلوگیری كند.
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا، دانشجویان ستاره دار همچنین با ذكر استنادات قانونی، حق تحصیل را حق اولیه و انسانی خود برشمرده اند كه در اصول متعدد قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بدان اشاره شده است. در بخش دیگری از این نامه آمده است: "طبق این قوانین داخلی و خارجی، مجموعه دولت و وزارتخانه علوم و دانشگاه آزاد مرتکب تخلفات متعدد نظیر اعمال تبعیض آموزشی، جنایت آپارتاید، نقض مکرر و سیستماتیک قانون اساسی و دیگر قوانین داخلی ، تقلب ، خیانت در امانت و ... شده است."
دانشجویان ستاره دار در انتهای این نامه خواستار رفع مشكل و ادامه تحصیل همه دانشجویان ستاره دار وآزادی سه دانشجوی محروم از تحصیل زندانی به نام های مجید دری، سید ضیاء نبوی و پیمان عارف شده اند.
شایان ذكر است اسامی و مدارك بیش از 20 تن از دانشجویان ستاره دار امسال و اسامی 58 دانشجوی ستاره دار در سال های گذشته به این نامه پیوست شده است. به گزارش خبرنامه امیرکبیر دو رونوشت از این نامه به دكتر عباسپور و حجة الاسلام فاكر روسای كمیسیون های آموزش و اصل نود نیز ارسال شده است.
متن كامل این نامه را در ادامه میخوانید:
جناب آقای دکتر علی لاریجانی
ریاست محترم مجلس شوای اسلامی
با سلام و تحیت
همانطور که اطلاع دارید امسال نیز علی رغم ادعای مسئولان دولتی ، جمع زیادی از فعالین دانشجویی که حائز رتبه های ممتاز در کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه های سراسری و آزاد شده اند از ادامه تحصیل و ثبت نام در دانشگاه های پذیرفته شده محروم شده اند. محرومیت دانشجویان از حق اولیه ادامه تحصیل در مقاطع عالی امری کاملا غیر شرعی و غیر قانونی میباشد، به همین دلیل مسئولان دولتی مرتباً وجود دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل را تکذیب میکنند.
دانشجویان ستاره دار دانشجویانی هستند که علی رغم کسب نمره و رتبه علمی قابل قبول از حق تحصیل در مقاطع تحصیلی عالی به دلایل سیاسی و عقیدتی محروم شده اند. این روند غیر قانونی که از سال 85 آغاز شده است تا کنون به اشکال مختلف اجرا شده است.
در سال 85 فعالین دانشجویی پس از اعلام قبولی در دانشگاه مورد نظر، پس از مراجعه برای ثبت نام با ستاره هایی در فرم ثبت نام مواجه شدند، و دانشجویانی که با سه ستاره مواجه شده بودند هرگز نتواستند ادامه تحصیل دهند. در سال های 86 و 87 فعالین دانشجویی که حائز رتبه های قابل قبول و ممتاز شده بودند اساساً از دریافت کارنامه علمی در مرحله اول نتایج کنکور محروم شدند و حتی نتوانستند انتخاب رشته کنند. اما در سال 88 دانشجویان ستاره دار دانشگاه سراسری موفق به دریافت کارنامه و انتنخاب رشته شدند ولی پس ازمراجعه برای مشاهده نتایج نهایی با گزینه « مردود علمی » مواجه شدند و کارنامه نهایی نیز برای این دانشجویان صادر نشد و سایت سازمان سنجش اعلام کرد که این دانشجویان اساساً انتخاب رشته نکرده اند. همچنین دانشجویان ستاره دار دانشگاه آزاد در سال 88 نه تنها از دریافت کارنامه اولیه محروم مانده اند، بلکه با گذشت بیش از یک ماه از اعتراض کتبی این دواطلبان، وضعیت این دانشجویان نیز همچنان بلاتکلیف است.
این رفتار خلاف قانون سازمان سنجش، وزارتخانه علوم و دانشگاه آزاد، نه تنها تبعیض و آپارتاید آموزشی محسوب میگردد، که به نوعی خیانت در امانت و تقلب نیز میباشد. و باعث از بین رفتن اعتماد عمومی به این نهادهای آموزشی شده است.
جناب آقای دکتر لاریجانی!
از طرفی نیک میدانید که محروم کردن دانشجویان از حق ادامه تحصیل نقض واضح اصول مختلف قانون اساسی نظیر: بندهای 3، 9، 14، اصل سوم و اصول 19 ، 20، 22 ،30، 36، 37 و بویژه اصل 23 این قانون است که صراحتاً می گوید: «تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ كس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد».
ستاره دار کردن دانشجویان در شرایطی صورت می گیرد که علاوه بر مفاد بند 3 اصل سوم و اصل سی ام قانون اساسی که دولت را به تسهیل و تعمیم آموزش عالی و همچنین گسترش وسائل تحصیلات عالی رایگان برای عموم ملت موظف کرده است، مستفاد از بندهای 9 و 14 اصل سوم و نیز اصول 20، 22، 30، 36 و 37 قانون اساسی دولت ملزم است فارغ از نوع مذهب، مسلک و مرام سیاسی ضمن رفع تبعیضات ناروا، امکانات عادلانه را برای آحاد ملت ایجاد کرده و آنان را از همه حقوق انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برخوردار نماید.
اصل نهم قانون اساسی نیز به صراحت بیان می دارد «در جمهوری اسلامی ایران آزادی و استقلال و وحدت و تمامیت ارضی كشور از یكدیگر تفكیك ناپذیرند و حفظ آنها وظیفه دولت و آحاد ملت است . ...هیچ مقامی حق ندارد به نام حفظ استقلال و تمامیت ارضی كشور، آزادیهای مشروع را، هر چند با وضع قوانین و مقررات، سلب كند.»
اصول 19 و 20 قانون اساسی در این خصوص مقرر می دارد:
«مردم ایران از هر قوم و قبیله كه باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ ،نژاد، زبان و مانند اینها سبب امتیاز نخواهد بود. همه افراد ملت اعم از زن و مرد یكسان در حمایت قانون قرار دارند و از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی با رعایت موازین اسلام برخوردارند.»
اطلاع دارید که از نظر حقوقی واژه "ملت" یک واژه عام است و استثنا ناپذیر بوده و همه مردم ایران فارغ از رنگ ، نژاد، زبان ،مذهب، مسلک و مرام را شامل می شود.
به این اعتبار پرواضح است که تحصیلات تکمیلی در دانشگاه ها نه تنها از مصادیق آزادی های های مشروع است بلکه مستفاد از بند 3 اصل نهم و اصل سی ام قانون اساسی جزء حقوق بلامنازع انسانی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یکایک مردم ایران و در زمره تکالیف و تعهدات دولت نسبت به "ملت" محسوب می شود.
از طرفی تبصره یک ماده 62 مکرر قانون مجازات اسلامی در تعریف حقوق اجتماعی مقرر می دارد : «حقوق اجتماعی عبارتست از حقوقی كه قانونگذار برای اتباع كشور جمهوری اسلامی ایران و سایر افراد مقیم در قلمرو حاكمیت آن منظور نموده و سلب آن بموجب قانون یا حكم دادگاه صالح میباشد.» بنابراین هرگونه محرومیت از حقوق اجتماعی مستلزم تصریح قانون و یا حکم دادگاه صالح است. گرچه بنا بر تاکید اصل نهم قانون اساسی حتی با وضع قوانین و مقررات هم نمی توان آزادی های مشروع را که حق اولیه تحصیل یکی از مصادیق بارز آن است از مردم سلب کرد.
همچنین لازم است اشاره شود که محرومیت از تحصیل در مقاطع عالی در هیچیک از آیین نامه های انضباطی دانشجویان مندرج نشده است و ستاره دار کردن دانشجویان (محرومیت از تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد ) طبق همین آیین نامه های انضباطی پر اشکال و خلاف قانون اساسی فعلی که خود آنها نیز به ابزار سرکوب دولت علیه دانشجویان منتقد مبدل شده اند ، نیز کاملا غیر قانونی میباشد.
برخی از دانشجویان ستاره دار سال 88 ، تنها به جرم انتقاد از دولت و یا فعالیت در تشكل های شناسنامه دار دانشجویی در دوران تحصیل در مقطع كارشناسی با احكام تعلیق از تحصیل مواجه و حتی اگر به زعم مسئولان دانشگاه ها ، دچار خلافی شده اند با محكومیت های بسیار سنگین چندین ترم تعلیق از تحصیل که آنها نیز مخالف نص صریح قانون اساسی می باشند ، جریمه شده اند . همچنین بسیاری از دانشجویان ستاره دار حتی پرونده انضباطی نیز در دانشگاه محل تحصیل نداشته اند و تنها به جرم اظهار نظر و انتقاد و یا فعالیت های فرهنگی، از حق اولیه ادامه تحصیل در مقطع كارشناسی ارشد محروم شده اند.
همچنین میدانید که محروم کردن دانشجویان از تحصیل از طریق انجام تبعیض سیاسی و عقیدتی مخالف تعهدات بین المللی دولت ایران از قبیل بندهای متعدد اعلامیه جهانی حقوق بشر ، کنوانسیونهای الحاقی مدنی – اجنماعی این بیانیه و کنوانسیون بینالمللی منع و مجازات جنایت آپارتاید میباشد.
طبق این قوانین داخلی و خارجی ، مجموعه دولت و وزارتخانه علوم و دانشگاه آزاد مرتکب تخلفات متعدد نظیر اعمال تبعیض آموزشی ، جنایت آپارتاید ، نقض مکرر و سیستماتیک قانون اساسی و دیگر قوانین داخلی ، تقلب ، خیانت در امانت و ... شده است.
ریاست محترم مجلس شورای اسلامی !
هم اکنون که این نامه را برایتان می نگاریم در حالی که برخی از دانشجویان ستاره دار به تازگی از زندان آزاد شده اند ، هنوز سه تن از دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل به نام های مجید دری ، پیمان عارف و ضیا نبوی به جرم پیگیری حقوقشان ، زندانی و تحت فشار می باشند.
جناب آقای لاریجانی!
در یک ماه و نیم گذشته از اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد و ستاره دار کردن فعالین دانشجویی، مسئولان یا به تکذیب و یا به شانه خالی کردن از مسئولیت پرداخته اند و مدام دانشجویان محروم از تحصیل را بین نهاد های مربوط و غیر مربوط پاسکاری کرده اند ، اما تا کنون و پس از پیگیری های متعدد به هیچ نتیجه ای نرسیده ایم.
حتی قول و دستور آقایان زاهدی، دانشجو، پورعباس و عباسپور مبنی بر حل مشکل دانشجویان ستاره دار که یا در دیدار حضوری و یا در مصاحبه با خبرگزاری های رسمی و پس از پیگیر های متعدد ما داده شد ، نیز تا کنون منجر به ثبت نام دانشجویان محروم از تحصیل در دانشگاه های پذیرفته شده نشده است.
لذا در راستای وظایف نمایندگی و ریاست مجلس و با توجه به وظایف نظارتی مجاس شورای اسلامی و قسم نمایندگان محترم و جنابعالی برای دفاع از حقوق ملت و قانون اساسی کشور، از جنابعالی به عنوان رئیس مجلس تقاضا داریم ، پس از پیگیری مدارک پیوست به این نامه و اصل قضیه از مراجع مربوطه و تذکر و توبیخ وزارت علوم ، سازمان سنجش و دانشگاه آزاد اسلامی، امکان ادامه تحصیل اینجانبان و همه دانشجویان ستاره دار و محروم از حق تحصیل در سالهای اخیر را به هر نحو که صلاح میدانید ، مقدور فرمایید.
همچنین پیگیری جهت آزادی دانشجویان ستاره دار زندانی از دیگر خواسته های ما از جنابعالی میباشد.
در نهایت اشاره میشود که به پیوست این نامه اسامی و مدارک و مستندات مربوط به 20 تن از دانشجویان ستاره دار در دانشگاه های سراسری و آزاد سال 88، از قبیل کارنامه اولیه و شماره داوطلبی و همچنین اسامی 58 تن از دانشجویان ستاره دار در سال های 85 ، 86 و 87 برای جنابعالی فرستاده شده است.
شایان ذکر است این تعداد فقط دانشجویان ستاره داری است که تا کنون توانسته اند با هم مرتبط شوند و قطعاً رقم کل دانشجویان محروم از حق تحصیل در کنکور کارشناسی ارشد امسال و سال های گذشته بیش از این این تعداد است.
شما میتوانید از طریق استعلام از اقای دکتر نوربخش در ستاد گزینش دانشجو سازمان سنجش و مرکز آزمون دانشگاه آزاد اسلامی به آمار و مستندات کامل و دقیق دانشجویان ستاره دار دسترسی یابید.
با تشکر فراوان
دانشجویان ستاره دار در کنکور کارشناسی ارشد سال 88
رونوشت:
- جناب آقای دکتر عباسپور رئیس کمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس شورای اسلامی، جهت اطلاع و رسیدگی.
- جناب آقای حجۃ الاسلام فاکر رئیس کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی، جهت اطلاع و رسیدگی.
۱۱ اکتبر ۲۰۰۹
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی همدان خبر سایت رجانیوز را طی بیانیه ای تكذیب نمود
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا متن تکذیبیه این انجمن به شرح زیر است:
بسمه تعالی
پیرو خبر جعلی سایت معلوم الحال رجانیوز كه در جهت خط مشی كلی آن -تخریب وتخطئه جنش دانشجویی- می بود، لازم است برای تنویر افكار عمومی به اطلاع دانشجویان وسایر عموم آزادی خواهان ایران برسانیم كه علی رغم احترامی كه این تشكل برای دانشجویان چپ فعال در داشگاههای كشور و به خصوص دانشگاه بوعلی سینا همدان قائل می باشد و نیز اعتقاد راسخ ما بر لزوم وجود پلولاریسم در دانشگاهها هیچگونه ارتباط تشكیلاتی منسجمی بین این تشكل و دانشجویان چپ فعال در این دانشگاه وجود نمی دارد و این دوستان آزادی خواه بصورت كاملا مستقل از این تشكل در دانشگاه همدان به فعالیت می پردازنند فلذا خبر منتشر شده در این سایت به اصطلاح اصولگرا و نزدیك به دولت بعد از نهم كاملا كذب می باشد.
شایان ذكر است كه تجمع روز دوشنبه در دانشگاه بوعلی همدان نیز كه با شركت دانشجویان نزدیك به این انجمن و نیز استفبال پرشور سایر دانشجویان برگزار گردید و دانشجویان برابری خواه اساسا حضور نمی داشتند
بسمه تعالی
پیرو خبر جعلی سایت معلوم الحال رجانیوز كه در جهت خط مشی كلی آن -تخریب وتخطئه جنش دانشجویی- می بود، لازم است برای تنویر افكار عمومی به اطلاع دانشجویان وسایر عموم آزادی خواهان ایران برسانیم كه علی رغم احترامی كه این تشكل برای دانشجویان چپ فعال در داشگاههای كشور و به خصوص دانشگاه بوعلی سینا همدان قائل می باشد و نیز اعتقاد راسخ ما بر لزوم وجود پلولاریسم در دانشگاهها هیچگونه ارتباط تشكیلاتی منسجمی بین این تشكل و دانشجویان چپ فعال در این دانشگاه وجود نمی دارد و این دوستان آزادی خواه بصورت كاملا مستقل از این تشكل در دانشگاه همدان به فعالیت می پردازنند فلذا خبر منتشر شده در این سایت به اصطلاح اصولگرا و نزدیك به دولت بعد از نهم كاملا كذب می باشد.
شایان ذكر است كه تجمع روز دوشنبه در دانشگاه بوعلی همدان نیز كه با شركت دانشجویان نزدیك به این انجمن و نیز استفبال پرشور سایر دانشجویان برگزار گردید و دانشجویان برابری خواه اساسا حضور نمی داشتند
هادی قابل در بیمارستان بستری شد
هادی قابل عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی به علت بیماری در بیماریتان فیروزگر تهران بستری شد.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر هادی قابل، عضو در بند جبهه مشارکت که به علت ناراحتی قلبی نیاز به مراقبت های ویژه پزشکی در زندان دارد و بار ها با بی توجهی مسولین زندان لنگرود قم و سازمان قضایی این شهر مواجه شده است اکنون به علت وخامت بیماری مدت 5 روز است که در بیمارستان فیروزگر تهران بستری شده است. گفتنی است که این عضو جبهه مشارکت بر طبق حکم دادگاه ویژه روحانیت به 40 ماه حبس تعزیری محکوم شده است که مدت 20 ماه است که در زندان سپری میکند.
یادبود شهدای جنبش سبز در دانشگاه خواجه نصیر
خبرنامه بوعلی سینا: ظهر یکشنبه دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر مراسمی را در گرامیداشت شهدای جنبش سبز برگزار کردند.
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا، دانشجویان دانشکده مکانیک و صنایع دانشگاه خواجه نصیر ساعت 12 ظهرامروز ابتدا با سر دادن شعارهای "الله اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور" در سلف دانشگاه نسبت به کشتارهای اخیر و کودتای انتخاباتی واکنش نشان داده و اعتراض خود را ابراز کردند.
در پی این اتفاق نیروهای حراست دانشگاه و نیروهای ناشناس لباس شخصی اقدام به برخورد با دانشجویان شعار دهنده نموده و یکی از دانشجویان را برای دقایقی در دفتر حراست محبوس کردند.
پس از این اعتراضات، دانشجویان با حضور در لابی دانشکده و با چسباندن پوسترهای شهدای جنبش سبز و روشن نمودن شمع، یاد و خاطره ی این شهدا را گرامی داشتند.
همچنین دانشجویان با خواندن سرود "یار دبستانی" را به صورت دستهجمعی خوانده و با سردادن شعارهای "الله اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور" اعتراض خود را نسبت به کشتارهای اخیر علنی کردند.
قابل ذکر است که این اقدام نیز با برخورد شدید نیروهای حراست مواجه شد. نیروهای حراست دانشگاه همچنین به همراه افرادی لباس شخصی اقدام به فیلمبرداری از دانشجویان کردند.همچنین صبح یکشنبه قبل از برگزاری مراسم یکی از دانشجویان فعال دانشگاه بدون ارائه هیچ گونه دلیلی به کمیته پیگیری وزارت اطلاعات احضار شد.
به گزارش خبرنامه بوعلی سینا، دانشجویان دانشکده مکانیک و صنایع دانشگاه خواجه نصیر ساعت 12 ظهرامروز ابتدا با سر دادن شعارهای "الله اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور" در سلف دانشگاه نسبت به کشتارهای اخیر و کودتای انتخاباتی واکنش نشان داده و اعتراض خود را ابراز کردند.
در پی این اتفاق نیروهای حراست دانشگاه و نیروهای ناشناس لباس شخصی اقدام به برخورد با دانشجویان شعار دهنده نموده و یکی از دانشجویان را برای دقایقی در دفتر حراست محبوس کردند.
پس از این اعتراضات، دانشجویان با حضور در لابی دانشکده و با چسباندن پوسترهای شهدای جنبش سبز و روشن نمودن شمع، یاد و خاطره ی این شهدا را گرامی داشتند.
همچنین دانشجویان با خواندن سرود "یار دبستانی" را به صورت دستهجمعی خوانده و با سردادن شعارهای "الله اکبر" و "مرگ بر دیکتاتور" اعتراض خود را نسبت به کشتارهای اخیر علنی کردند.
قابل ذکر است که این اقدام نیز با برخورد شدید نیروهای حراست مواجه شد. نیروهای حراست دانشگاه همچنین به همراه افرادی لباس شخصی اقدام به فیلمبرداری از دانشجویان کردند.همچنین صبح یکشنبه قبل از برگزاری مراسم یکی از دانشجویان فعال دانشگاه بدون ارائه هیچ گونه دلیلی به کمیته پیگیری وزارت اطلاعات احضار شد.
دیدار مهم کروبی و موسوی/ کروبی: تقلبهای خنده دار در انتخابات کردند/ موسوی: دانشجویان فرزندان این مردم هستند
میرحسین موسوی روز گذشته به منزل مهدی کروبی رفت و درباره اتفاقات روی داده پس از انتخابات با یکدیگر رایزنی و گفت و گو كردند.
بنا به گزارش تغيير، در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه ای که صدا و سیما عليه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.
در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و بیان کرد نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.
او با بیان این که رفتار های پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهيم اميني اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.
کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را " عجیب و غریب " توصیف کرد و با اشاره به واقعه 16 آذر سال 32 تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.
مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند.
او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان محترم کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم . او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟
او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون ها و سایت های بیگانه خوراک فراهم می کنید گفت: من از ایشان می پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می کند؟ ما یا شما؟ چه کسی سخنان تند می گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت: اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است اما من می خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری هایی که دادند دررابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز فلسطین است اما من می پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده ای نگرانی های خود را در شعارهایشان بازتاب می دهند؟
او درپایان سخنان خود تاکید کرد: برخی درباره انتخابات به گونه ای سخن می گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می زنید؟ یعنی مردم نمی دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی 300 هزارتا رای آورده است و من در 10 هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می گویند در فلان صندوق شما 100 تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.
مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام اشاره می کند و یادآور می شود که بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.
میرحسین موسوی: نمی توان کسی را حذف کرد
همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات به اتفاقی که در 13 آبان 1358 رخ داد اشاره کرد و یادآور شد: کسانی که آن حماسه را آفریدند ، امروز در گوشه های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.
میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخم هایی بر روح و روان مردم می شود که به آسانی قابل درمان نیست.
او به دادگاه هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: چه نتیجه ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟
میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده اند اشاره کرد و گفت : در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟
وي با اشاره به هشدارهاي يك سال اخير خود در خصوص سواستفاده برخي نهادهاي قرت از دارايي هاي مالي كشور از ابهام در واگذاري سهام مخابرات و منابع تامين 8000 ميليارد تومان هزينه خريد /ان از سوي سپاه پاسداران ابراز تاسف كرد.
او در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان می شود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت: متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می کنند.
میرحسین موسوی با اشاره به تاريخ روسيه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد : در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب ها و عکس های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشتند.
میرحسین موسوی تاکید کرد: عده ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه های خود دورغ می پراکنند و ما را تخریب می کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟
او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت: آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نيز آقاي لاريجاني از من پرسيده بود كه حاضري به تلويزيون بروي . من نيز گفته بودم بله. در ديدار با آقاي شاهرودي، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانوني را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.
میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در ميان برخي مسوولان افزود: مدام اطلاعات غلط به مردم مي دهند و فكر مي كنند كه مردم باور مي كنن. همين تعداد كشته هاي پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد مي گويند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.
موسوی با اشاره به فضای بسته ای که بوجود آورده اند گفت: الان وضع به گونه ای شده است که هیچ کس نمی تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می کنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند.
من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم 700 صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟
موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم برنزنید. دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.
بنا به گزارش تغيير، در این دیدار که با حضور خبرنگاران برگزار شد، موسوی و کروبی با اشاره به تبلیغات یک طرفه ای که صدا و سیما عليه آنها راه انداخته است، خواستار فرصتی برای حضور در یک برنامه تلویزیونی شدند تا به تخریب هایی که رسانه ملی علیه آنها راه انداخته است پاسخ دهند.
در ابتدای این دیدار مهدی کروبی انتخابات اخیر ریاست جمهوری را یک فرصت بسیار خوب برای نظام و دولت دانست و بیان کرد نظام می توانست از این فرصت به نحو خوبی برای اقتدار خود در جهان استفاده کند.
او با بیان این که رفتار های پس از انتخابات دور از شان نظامی بود که امام راحل آن را پایه گذاری کرده بود، به برخوردهای صورت گرفته با علیرضا بهشتی فرزند شهید بهشتی و نیز مرتضی الویری و ابراهيم اميني اشاره کرد و این افراد را همچون دیگر افرادی که پس از انتخابات بازداشت شدند، فرزندان انقلاب و نظام خواند که برای استقرار آن جانفشانی ها کرده اند.
کروبی رفتارهای صورت گرفته با نیروهای انقلاب و دانشجویان را " عجیب و غریب " توصیف کرد و با اشاره به واقعه 16 آذر سال 32 تاکید کرد که زمانی که نیروهای شاه به دانشگاه حمله بردند همه این رفتار را یک عمل قبیحه دانستند و پس از این همه سال هنوز کسی نیست که از این رفتار دفاع کند. او این موضوع را نشانه ای دانست برای آن که همه مسوولان مراقب رفتار و اعمال خود باشند تا آیندگان به نیکی از آنها یا کنند.
مهدی کروبی در ادامه سخنان خود به نامه اخیر استانداری تهران که شورای شهر را از دیدار با خانواده های بازداشت شدگان منع کرده اشاره کرد و این رفتار را بسیار غیر متمدنانه خواند.
او همچنین اظهارات اخیر آقای محسنی اژه ای دادستان محترم کل کشور را مورد اشاره قرار داد که گفته بود اکنون در وضعیت جنگی هستیم . او این سخنان را برای رعب آوری از دادگاه انقلاب دانست و گفت چرا باید این سخنان بیان شود و چرا باید این گونه وانمود شود که فضای کشور جنگی است و همه باید سکوت کنند و دم برنزنند؟
او با بیان این که برخی از نظامیان همچون فرمانده سپاه از اصلاح طلبان انتقاد می کنند که چرا برای تلویزیون ها و سایت های بیگانه خوراک فراهم می کنید گفت: من از ایشان می پرسم که چه کسی برای آنها خوراک فراهم می کند؟ ما یا شما؟ چه کسی سخنان تند می گوید ما یا شما؟ چه کسی برخوردهای تند را سرلوحه کارهای خود قرار داده است ما یا شما؟کروبی همچنین به مراسم روز قدس اشاره کرد و گفت: اولا من باید تاکید کنم که نگاه ما به رژیم صهیونیستی تغییر نکرده است. فلسطین همچنان مساله ماست و روز قدس نیز روز حمایت از مردم مظلوم فلسطینی و تبری از رژیم صهیونیستی است اما من می خواهم اشاره کنم به جمعیتی که به این مراسم آمدند و باید قدردان آنها بود. عموم کسانی که به دعوت ما به این مراسم آمدند شعاری هایی که دادند دررابطه با ایران و کشورشان بود و نگران سرنوشت خود بودند. نمی توان به مردم گفت که نگران کشور خود نباشید. اگرچه مساله اصلی ما در این روز فلسطین است اما من می پرسم که آقایان توضیح دهند که چه اتفاقی در کشور افتاده است که روز فلسطین ناگهان مردم دو دسته می شوند و عده ای نگرانی های خود را در شعارهایشان بازتاب می دهند؟
او درپایان سخنان خود تاکید کرد: برخی درباره انتخابات به گونه ای سخن می گویند که گویی هیچ اتفاقی نیفتاده است. نه خانی رفته نه خانی آمده است. می گویند تقلب نشده است. آخر چرا این حرفها را به مردم می زنید؟ یعنی مردم نمی دانند که چه برسرشان آمده است؟ پس این اعتراضات چیست؟ می گویند که فلانی 300 هزارتا رای آورده است و من در 10 هزار صندوق حتی یک رای هم نداشته و در محل هایی که صندوق ها مستقر بود حتی یک طرفدار هم نداشته ام؟ این درحالی است که برخی از دوستان که پای صندوق بودند می گویند در فلان صندوق شما 100 تا رای داشتید اما برای شما یک رای منظور شد. آخر یک حرفی بزنید که کسی به شما نخندد. اگر راست می گویید در برابر دهها ساعت انکار تقلب در رسانه ملی و فشار بر زندانیان بیگناه برای اعتراف، به ما وقت بدهید تا در تلویزیون دلایل و مدارک خود را ارایه دهیم.
مهدی کروبی معتقد است که باور مردم و اعتماد آنها بزرگترین سرمایه نظام است و بر این اساس به سخنان امام اشاره می کند و یادآور می شود که بزرگترین سرمایه امام اعتماد مردم بود و این سخن را بارها بیان کردند. لذا نباید از نظام سلب اعتماد شود و نباید کسی در این راستا گام بردارد. برخی از آقایان خواسته یا ناخواسته در این راه قدم بر می دارند و فوج فوج برای بیگانگان خوراک تهیه می کنند. بیایید برای رهایی از وضعیت موجود حرکتی صحیحی انجام دهید. آمارهای واقعی را اعلام کنید. صدا وسیما که به یک رسانه جهت دار و تخریب گر تبدیل شده و روز به روز از خود مشروعیت زدایی می کند، راه درست را در پیش بگیرد و اعتماد مردمی را که از دست داده مجددا به دست آورد.
میرحسین موسوی: نمی توان کسی را حذف کرد
همچنین در این دیدار مهندس میرحسین موسوی با اشاره به وقایع روی داده پس از انتخابات به اتفاقی که در 13 آبان 1358 رخ داد اشاره کرد و یادآور شد: کسانی که آن حماسه را آفریدند ، امروز در گوشه های زندان هستند و این طنز تلخی است که این روزها متاسفانه رخ داده است و من نمی دانم که چرا این مسایل و این اتفاقات در حال روی دادن است و چرا باید با نیروهای مومن انقلاب چنین کنند.
میرحسین موسوی معتقد است این رفتارها باعث ایجاد زخم هایی بر روح و روان مردم می شود که به آسانی قابل درمان نیست.
او به دادگاه هایی که با سر و صدای بسیار برای اصلاح طلبان برگزار شده بود اشاره کرد و گفت: چه نتیجه ای از این نمایش عاید شما شد؟ آیا به دنبال برگزاری دادگاه تفتیش عقاید هستید؟ آیا متوجه اثرات منفی آن در جامعه هستید؟
میرحسین موسوی به خیل نیروهای انقلاب که به حاشیه رانده شده اند اشاره کرد و گفت : در این چهار ساله اخیر رفتارهای نادرستی صورت گرفته است که همه نیروهای انقلاب یا به حاشیه رفته اند یا رغبتی برای کار ندارند. شما نگاه کنید و ببینید که چه تعداد وزیر و وکیل و نیروی انقلابی حذف شده اند. حاشیه انقلاب ما الان بزرگتر و مهمتر از متن آن شده است. چند رییس جمهور داریم. چندین وزیر داریم. نمایندگان،مدیران و نخبگان طراز اولی داریم که همه در حاشیه قرار گرفته اند. چرا باید این استعدادها همه حذف شوند؟
وي با اشاره به هشدارهاي يك سال اخير خود در خصوص سواستفاده برخي نهادهاي قرت از دارايي هاي مالي كشور از ابهام در واگذاري سهام مخابرات و منابع تامين 8000 ميليارد تومان هزينه خريد /ان از سوي سپاه پاسداران ابراز تاسف كرد.
او در ادامه به بحث انقلاب مخملی که از سوی برخی بیان می شود پرداخت و آن را یک بحث نظری و دانشگاهی دانست و وقوع آن را در ایران غیرممکن خواند و گفت: متاسفانه این روزها از هر تریبونی حرفی در تخریب نیروهای انقلاب زده می شود. خصوصا آن که تریبون مقدس نماز جمعه اختصاص پیدا کرده است به تریبون یک جناح و تندروها برای حذف نخبگان و کسانی که نظر و رای دیگری دارند از هر وسیله استفاده می کنند.
میرحسین موسوی با اشاره به تاريخ روسيه و دوران کمونیست ها و رفتارهای آنها تاکید کرد : در مقطعی افرادی بر سرکار آمدند و تلاش کردند و نیروهایی را که انقلاب کرده بودند حذف کنند. در کتاب ها و عکس های انقلاب خود، نقش آفرینان انقلاب را حذف کردند و تلاش کردند با جعل تاریخ ، تاریخ دیگری را برای مردم خود و دنیا بیافرینند. حکومت آنها برچیده شد تاریخ نگاران آمدند و تاریخ واقعی را نگاشتند.
میرحسین موسوی تاکید کرد: عده ای نباید تصور کنند که حوداث اول انقلاب و سال های پس از آن از ذهن و ضمیر مردم گریخته است. اخیرا یکی از آقایان که در دولت بنده نیز دارای سمتی بود و بعد به علت اختلافات از دولت استعفا داد و رفت مطالبی را بیان کرده است که انسان حیرت می کند. سه ، چهارماه است که علیه بنده و آقای کروبی و افراد دیگری که از ما حمایت می کردند ، به صورت یک طرفه در صدا و سیما و رسانه های خود دورغ می پراکنند و ما را تخریب می کنند. آیا ما حق نداریم در صدا و سیما از خود دفاع کنیم؟
او با یادآوری جلسه ای که با هاشمی شاهرودی رییس سابق قوه قضاییه داشت گفت: آقای شاهرودی با بنده تماس گرفت و گفت آیا می توانید به دفتر من بیایید؟ رفتم. آقای هاشمی رفسنجانی نیز آنجا بود که من اصلا از حضور ایشان خبر نداشتم. درباره اتفاقات پس از انتخابات سخن گفتیم و آقای شاهرودی از بنده پرسید می خواهید چکار کنید؟ گفتم حرف ما که مشخص است. در این فضای تخریب به ما تریبون بدهید تا ما نیز از رسانه ملی با مردم به صورت زنده سخن بگوییم. قبل از آن نيز آقاي لاريجاني از من پرسيده بود كه حاضري به تلويزيون بروي . من نيز گفته بودم بله. در ديدار با آقاي شاهرودي، ایشان پیشنهاد برگزاری یک تجمع قانوني را دادند. پذیرفتم. همان لحظه ایشان با شورای عالی امنیت ملی تماس گرفت. صحبتی کردند. آنها نیز پذیرفتند. بعد به من گفتند که درخواستی بنویسید. ما درخواستی را به امضای بنده تهیه و ارسال کردیم. چند روز بعد مطلبی از شورای عالی امنیت ملی برای ما ارسال کردند که طبق فلان ماده با برگزاری تجمع مخالفت کرده بودند. یک مدیرکلی نیز آن را امضا کرده بود.
میرحسین موسوی در با انتقاد از رواج دروغ در ميان برخي مسوولان افزود: مدام اطلاعات غلط به مردم مي دهند و فكر مي كنند كه مردم باور مي كنن. همين تعداد كشته هاي پس از انتخابات چندبار عوض شد؟ بعد مي گويند تقلب در انتخابات دروغ است. برخی بسیج شدند تا وانمود کنند که تقلبی صورت نگرفته است. خصوصا در سیما این امر بسیار تبلیغ شد. خوب اگر شما از عمل خود مطمئن هستید چرا نگران حضور ما در سیما هستید یا چرا از حضور کارشناسان ما در سیما خود داری می کنید؟ اگر صادقانه سخن می گویید میزگردی را با حضور کارشناسانی از ما و خودتان برگزار کنید تا دو طرف سخن خود را بگوید.
موسوی با اشاره به فضای بسته ای که بوجود آورده اند گفت: الان وضع به گونه ای شده است که هیچ کس نمی تواند از دولت انتقاد کند. هرکس حرفی بزند ولو از خودشان باشد با دشمن مرتبطش می کنند و ضد امام می خوانندش و برایش پرونده سازی می نمایند.
من می پرسم شما که در انتخابات مجلس ششم 700 صندوق را ابطال کردید تا یک نفر را وارد مجلس کنید چرا چند صد صندوق را باز نمی کنید تا در یک برنامه زنده تلویزیونی مردم ببینند که چند تعرفه بدون سریال وجود دارد؟
موسوی در پایان ابراز امیدواری کرد که دلسوزان نظام تدبیر کنند و مشکلات بوجود آمده را حل کنند. چرا که به اعتقاد او نمی توان آگاهی مردم را نادیده گرفت و به دانشجویان گفت دم برنزنید. دانشجویان فرزندان این مردم هستند و نیاز به پاسخ دارند.
اشتراک در:
پیامها (Atom)